قلم و آینه

خرید بک لینک
خشونت اشکال مختلف دارد، از خشونت جسمی و جنسی گرفته تا خشونت روانی که خود انواع دارد. محروم کردن از حقوق هم نوعی از اشکال خشونت است. حقیقتش من با بخش گستردهای از جریان فمنیسم همسو نیستم. حرفهای بسیارشان رمانتیک و لوس و حتی بیمارگونه و عقدهگشایانه است. اما به حقوق زنان به شدت باور دارم و سالهاست تلاش کردهام نگاه مردسالارانهای که در وجودم رسوب کرده را بشناسم و تحلیلش کنم. خودآگاهی آغاز تغییر است.خویشاوندانم خصوصا بخش مونثش غالبا سنتی و مذهبیاند و جالب آنکه بارها دیدهام هماینان در برابر هر تحولی به سود زنان آشفته میشدند. مثلا وقتی ماده 946 ق.م در حال اصلاح بود تا ارث زن از اموال شوهرش گسترش یابد عمههایم چالش داشتند که مگر حکم خدا تغیییر میکند؟ خاله هم باور داشت زن نمیتواند شاهد و قاضی عادلی باشد. حتی تنها همکلاسی زن دوران ارشدم وقتی از شهادت و قضاوت زن دفاع میکردم به شدت مخالفت میکرد، از قضا چندان هم محجبه نبود. این نشان دهنده تاثیر باورهای جمعی بر باورهای فردی است. گروه که باور داشته باشد چیزی بد است من هم کورکورانه چنین باوری پیدا میکنم. رسیدن به خودآیینی و خرد خودبنیاد انصافا راه صعبی دارد. چیزی که کانت میگفت.همین فیلسوف روشنگری که فلسفه بعد از او زیر و رو شد و در رسیدن جهان به مدرنیت نقش مهمی داشت.اما جالب آن است که کانت_این فیلسوف مشهور آلمانی هم با همه پیشرو و انقلابیبودنش از تخم مرغ اندیشه روزگار خود بیرون نیامد و اگر نگوییم زنستیز دستکم میتوان گفت به زنان نگاه مثبتی نداشت.در اروپای آن روز خصوصا انگلستان زنان رسما محجور بودند و دارایی و حتی درآمدشان در اختیار شوهرانشان بود. کانت هم نه تنها ایشان را از حق مالکیت و حق رای محروم میدانست و در نتیجه باور داشت که ای قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 16:42

امروز مصادف با روز دانشجو طولانیترین دادگاه قتل امسالم در خرمآباد برگزار شد.با همکارم سید محمدرضا رضوی فرد حدودا از۹صبح وارد دادگاه شدیم و حدود۱۶خارج شدیم؛تقریبا۱/۵ساعت بعد از تعطیلی دادگاه.هرچند نفرین هم شنیدیم اما #وکیل مقابل مثل همیشه بااخلاق بود.یکم همین نکته را تکرار کنم که وکالت اعتصاببردار نیست.در هرشغلی بشود اعتصاب کرد در وکالت و طبابت نمیشود، شرافت که جای خود دارد. باید در دادگاه حاضر میشدیم و از متهمی که باور داشتیم باید کمک کنیم تا رایی منصفانه نسبت به او صادر شود،دفاع کنیم.دوم.اخلاق حرفهای و حرمت بین وکلاست. با جناب مظفری وکیل قتل شناختهشده در استان لرستان چندباری دادگاه داشتهام.انصافا وکیل بااخلاقی است و این امر بسیار مهمی است. وکیل بیادب یا بیاخلاق، آدم را دوچندان خسته میکند. در برابر همکار متخلق هرچند اختلاف نظرت با او شدید باشد، همه هم و غمت بر دفاع علمی متمرکز است و این انرژی مضاعف نمیگیرد هیچ، بلکه انرژیبخش است. امیدوارم خودم نیز به این اخلاق متصف باشم.سوم. هم اینکه در این شغل تهدید و نفرین و ناسزا زیاد است. دانشجویان بارها از من میپرسند: وکیل بشویم یا نه؟ پاسخ اولم آن است که در این شغل باید شجاع بود. وکالت و ترس در یک دل جمع نمیشوند. خصوصا این روزها که ضرب و جرح و قتل وکلا بیداد میکند و در سطح عمومی و سیاسی هم نسبت به وکلا کملطفی میشود و این روزها شاهدیم. اما امروز میخواهم چیزی بیافزایم و حالا که پدر شدهام، این حس بسیار در من پررنگتر شده است. هربار که از آسیب یا قتل همکاری میشنوم یا خودم تهدید میشوم و نگاهم به عکس دخترم میفتد فقط یاد یک بیت میفتم:اگر تیغ بران بجنبد ز جاینبرد رگی تا نخواهد خدایامید که ایمان و توکلمان بیش باد و امید ک قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 16:42

این روزها بحث محاربه داغ است و فضای نت و فجازی پر است از نظرات حقوقدانان که صاحبان فضل این قوم غالبا به صدور و اجرای احکام این روزها معترضند. جناب دکتر برهانی استاد دانشگاه تهران هم که مطالبشان و مناظرهشان انتشار وسیعی داشته و بسیاری شنیدهاند.از لحاظ فقهی و در بخش عنصر مادی دستکم سه بحث مطرح است:۱.موضوعیت سلاح یا طریقیت آن۲.چیستی سلاح۳.نحوه به کارگیری سلاحبه زبان ساده یعنی اینکه به کارگرفتن سلاح در محاربه لازم است یا نه؟ سلاح باید عرفا سلاح باشد مثل شمشیر و تفنگ یا هرچیزی که بتوان به دیگران آسیب زد مثل سنگ و چوب و آتشزدن؟ و دیگر اینکه آیا فقط حمل سلاح کافی است یا حتما باید آن را نمایان سازد و به کار بگیرد؟در عنصر روانی هم بحث بر سر آن است که محارب قصد ارعاب و ترساندن مردم را دارد و به قصد مال و ناموس و جان آدمیان کشف سلاح میکند.البته در عمل هم باید به ترس و سلب امنیت مردم بیانجامد. وگرنه محاربه محقق نمیشود. ماده۲۷۹قانون و مواد بعدی نیز همین را پذیرفتهاست.پروندههای قتل متعددی داشتهام که در آنها متهم سلاح سرد یا گرم را مکشوف ساخته و بعد از قدرتنمایی و در درگیری قتلی واقع شده است.مثلا در یک مورد موکل در درگیری با چند نفر شمشیری را درآورده بود و وسط خیابان چرخانده بود و چند نفر را زخمی کرده و یک نفر هم در میان این درگیری به قتل رسید.در موردی دیگر هم متهمین با سلاح کلاشینکف وارد کوچه و بعد وارد خانه شده بوده و در درگیری تمامی افراد حاضر در خانه کشته شده بودند.بعد هم اسلحه به دست از خانه خارج شده و رفته بودند. نیازی نیست که توضیح بدهم در این موارد همه افراد حاضر در آن محل و محله از ترس به کنجی خریده بودند و برخیشان حتی جرات نگاه کردن هم نداشتند. یعنی هم تشهیر سلاح صورت گرفت قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 16:42

صفحه بندی